آیا واقعا من بیماری روانی دارم؟

آیا واقعا من بیماری روانی دارم؟


آيا واقعا من بيماري رواني دارم؟


دکتر احمد جليلي، رييس انجمن علمي روان پزشکان ايران، با استناد به تحقيق گسترده مي گويد يک چهارم مردم ايران مبتلا به بيماري هاي رواني اند. با اين حساب، اگر جمعيت ايران را 75 ميليون نفر در نظر بگيريم، نزديک به 19ميليون نفر از ايرانيان دچار بيماري رواني اند. البته عنوان «بيماري رواني» ممکن است اصطلاح حساسيت برانگيزي باشد. معمولا بيش تر افراد وقتي چنين لفظي در موردشان به کار مي رود به شدت آن را انکار مي کنند و به هيچ وجه آن را نمي پذيريند.

بنابراين شايد بهتر باشد به جاي «بيماري رواني» از اصطلاح «نابهنجاري» يا «غيرنرمال بودن» استفاده کنيم. فرد نابهنجار فردي است که به صورت هنجار رفتار نمي کند. رفتار هنجار در هر جامعه اي تعريف خود را دارد اما بيش تر معيارهايي که رفتار هنجار را از رفتار نابهنجار متمايز مي کند معمولا در جوامع مختلف يکسان است.


افرد نابهنجار چه مشخصه هايي دارند؟

يکي از ويژگي هاي افراد نابهنجار رنج بردن است. اين افراد از موضوعي رنج مي برند که براي يک فرد بهنجار تا آن حد رنج آور نيست. يا اين که اين رنج براي يک فر بهنجار گذرااست و پس از مدتي فرد به زندگي عادي خود بر مي گردد. فردي را در نظر بگيريد که وقتي صبح از خواب بيدار مي شود با اين که کارهاي زيادي براي انجام دادن دارد، اما انرژي و توان لازم براي انجام کارهايش را ندارد. چرا که شب گذشته خواب خوبي نداشته است و اين خواب آشفته نتيجه فکرهاي منفي روز گذشته در مورد خودش، ارتباطش با ديگران يا هر موضوع ديگري است.

در همه افراد چنين حاليت ايجاد مي شود اما در برخي افراد اين رنج تمامي ندارد. فرد نابهنجار به علت نداشتن انرژي از انجام کارها به صورت موثر باز مي ماند و همين موضوع احساس او را در مورد خودش بدتر مي کند و همين موضوع باعث بي خوابي و فقدان انرژي در روز بعد مي شود. موضوع زماني حاد مي شود که اين رنج ادامه دار مي شود و فرد از زندگي عادي خود خارج مي شود.

بنابراين رنج يکي از معيارهاي نابهنجاري است. رفتار ناسازگارانه و غيرکارکردي، ويژگي ديگر نابهنجاري است. يعني رفتار فرد به هدف مشخصي منتهي نشود. فردي را در نظر بگيريد که از گربه مي ترسد. تمام ديوارهاي حياط را سيم خاردار مي کشد که گربه اي وارد حياط نشود. درها و پنجره ها را قفل مي کند. اين فرد به خاطر اين ترس کم تر از خانه بيرون مي رود و بعد از مدتي آن قدر اين ترس در او قوت مي گيرد که حتي کار خود را رها کرده و خانه نشين مي شود.

درواقع ترس او، کارايي او را در جامعه کاهش داده و بنابراين رفتار او غيرکارکردي و نابهنجار محسوب مي شود. مشخصه ديگر در افراد نابهنجار اين است که رفتار آن ها غيرقابل کنترل و غيرقابل پيش بيني است. نيار ما به کنترل محيط مستلزم آن است که افراد ديگر براي مان قابل پيش بيني باشند.

فرد بهنجار روي رفتارهاي خود کنترل دارد و هر زمان که بخواهد مي تواند آن را متوقف کند. اما فرد نابهنجار روي رفتار خود کنترلي ندارد. مثلا راننده اي را در نظر بگيريد که وقتي راننده ديگري جلوي او مي پيچيد، ناگهان به قدري عصباني مي شود که دست خود را به صورت ممتد روي بوق فشاد داده و سر خود را از ماشين بيرون مي آورد و هر نوع توهيني که به ذهنش مي رسد، نثار راننده مقابل مي کند. اين فرد حتي آنقدر عصباني مي شود که ماشين را نگه داشته پياده مي شود و لگدي به ماشين راننده ديگر مي زند و حتي ممکن است او را از ماشين بيرون کشيده و به باد کتک بگيرد.

ميزان خشم اين فرد با اتفاقاتي که افتاده تناسبي ندارد و همين باعث مي شود اين فرد غيرقابل پيش بيني باشد و اين يکي ديگر از معيارهاي نابهنجاري محسوب مي شود.

نامعقولي و غيرقابل درک بودن را نيز مي توان به نابهنجاري مرتبط دانست. برخي رفتارهاي فرد ممکن است از ديد يک تماشاگر بيروني کاملا نامعقول باشد و افراد ديگر نتوانند درک کنند آن فرد چه مي گويد و چرا اين طور رفتار مي کند. مثلا فردي را در نظر بگيريد که آدم هايي را مي بيند که وجود خارجي ندارند و ديگر آن را نمي شنوند. همين باعث مي شود عکس العمل هايي نشان دهد که افراد ديگر را متعجب کند. ديگران او را مي بينند که مشغول حرف زدن با خودش است يا موضوعي را براي کسي که وجود ندارد، توضيح مي دهد.

رفتار اين فرد براي ديگران قابل درک نيست و همين باعث مي شود از او فاصله بگيرند. گاهي هم فشار نابهنجار رفتاري است که باعث ناراحتي مشاهده گر مي شود. در هر جامعه اي قوانين نانوشته اي وجود دارد که تخلف از آن ها باعث ناراحتي مشاهده کنندگان مي شود. مثلا در بيش تر جوامع ادرار کردن در معابر عمومي يک قانون نانوشته است. حال فردي را در نظر بگيريد که در روز روشن بدون اين که تلاشي براي پوشاندن بدن خود کند، در خياباني که محل رفت و آمد است، ادرار کند. مسلمان مشاهده گراني که او را مي بينند احساس خوبي نخواهند داشت. اين رفتار يک رفتار نابهنجار محسوب مي شود زيرا باعث آزار مشاهده گران مي شود.

پزشک سرخود نباشيم

البته هيچ يک از اين ويژگي ها نمي تواند به تنهايي معيار بيماري رواني باشد. براي اين که يک فرد را نابهنجار يا بيمار رواني بدانيم، بايد تعدادي از اين ويژگي ها در کنار هم قرار بگيرند. هرچه تعداد بيش تري از اين ويژگي ها و با شدت زيادتر در رفتار يک فرد مشاهده شود، احتمال نابهنجار بودن آن فرد بيش تر است. اما اگر يک يا دو ويژگي در رفتار يکفرد به صورت خفيف و گه گاهي وجود داشته باشد احتمال نابهنجاري در اين فرد کم تر است.

با وجود تمام اين ها بايد توجه داشت که قطعا خواندن يک يادداشت چند خطي به شما اين امکان را نمي دهد که براي خود يا ديگران تشخيص نابهنجاري يا بيماري رواني بگذارد. براي اين که رفتار نابهنجار و يک بيماري رواني در فردي تشخيص داده شود، حتما بايد به متخصصان اين حوزه يعني روان شناسان و روان پزشکان رجوع شود. اين متخصصان معمولا بعد از انجام مصاحبه و آزمون هاي کتبي در اين زمينه ابراز عقيده و بعد از تشخيص نهايي اقدام به درمان فرد بيمار مي کنند.