پیوند و سوگ

پیوند و سوگ

سوگ و پيوند

دکتر محمد اربابي
روانپزشک و عضو هيات علمي دانشگاه علوم پزشکي تهران


از دست دادن سلامت جسمي موضوع بحراني در زندگي است و افراد نسبت به آن واکنش رواني نشان مي‌دهند. نارسايي قلب بيماري جدي و خطيري است به خصوص وقتي که بيمار در مراحل انتهايي بيماري است و نياز به پيوند قلب دارد. چنين بيماراني وارد چرخه درماني دشوار و طولاني مدتي مي‌شوند و يکباره تغييرات زيادي در زندگي‌شان بوجود مي‌آيد. تقريبا همه بيماران در مراحل ابتدايي بيماري‌هاي دشوار مراحلي را قبل از پذيرش بيماري طي مي‌کنند که همانند سوگ است. سوگ واکنش انسان درمواجهه باهر از دست دادن همانند مرگ يا فوت عزيزان وياازدست دادن اعضاي بدن است. در اولين مرحله بيمار از پديده انکار شروع مي‌کند. مانند همين بيمار که علارغم اطلاع از نارسايي قلبي بيماري خود را نپذيرفت و همچنان به پياده‌روي و فعاليت‌هاي عادي روزمره خود ادامه مي‌داد. البته پديده انکار يک واکنش مناسب رواني است که  در مقطع کوتاه به بيمار کمک مي‌کند تا با درد و رنج ناشي از ضربه رواني وارد شده بهتر کنار بيايد و بتواند فرصتي براي تسکين به خود دهد. ولي مشکلي که در بعضي از بيماران ديده مي‌شود مرحله طولاني انکار است که باعث اختلال در روند درماني مي‌شود. بعداز انکار ممکن است

بعضي از بيماران وارد مرحله خشم شوند و از اينکه اين اتفاق براي آنها افتاده عصباني باشند.اين خشم را مي تواند به هر علت احتمالي همانند اطرافيان ويا خداو هستي بروز دهد. بعد از خشم و عصبانيت نيز ممکن است دچار چانه زدن شوند وبيمار سعي مي کندوارد معامله شود ودوست دارد موقعيت را کنترل کند. فردي مي خواهر باهمه چيز براي حفظ انچه از رست مي رود معامله کند باخدا پزشک ويا دوستان بيماران به دنبال راهي مي‌گردند تا مشکل را حل کنند و براي اين‌کار به پزشک‌هاي متعدد مراجعه مي‌کنند. در مرحله چهارم فرد دچارافسردگي مي شود وپيشاپيش به غم و عزا فرو مي رودو غصه خود و ازدست دادن تعلقاتش را مي خورد. مرحله آخر مرحله پذيرش است که فرد مي‌پذيرد بيماري‌اش جدي است و بايد با آن سازگار شود. تا مرحله پذيرش ممکن است چند روز و گاهي هم چند ماه بگذرد.  اين زمان در بيماران مختلف متغيير است. حتي ديده شده بعضي از بيماران از همان ابتدا وارد مرحله پذيرش مي‌شوند. مهم اين است که چنين مراحلي در بيماران توسط پزشک يا روانپزشک شناخته شود هر چه مرحله سوگ کمتر باشد کمک به بيمار زودتر شروع مي‌شود. پذيرش  بيماري قدرت سازگاري را بالا مي‌برد. سازگاري يعني بيمار بهتر خود را براي مرحله پيوند آماده کند. وقتي با بيماري جدي مواجه هستيم حتما بايد به حالت‌هاي شناختي وهيجاني  بيمار همانند تنش هاي رواني وافسردگي بيمار توجه کنيم زيرا چنين حالات روحي باعث تشديد فعاليت سيستم قلب وعروق واعصاب خودکار مي شود واين مي تواند باعث آسيب ديدن بيشتر بيمار مي‌شود. عمل جراحي پيوند قلب، جراحي بزرگي محسوب مي‌شود. همه بيماران قبل از پيوند قلب بايد از نظر  قلب،  بيهوشي و عفوني و  حتما روانپزشکي مشاوره شوند. همانطور که بيماران از نظر قلب و بيهوشي آماده عمل مي شوند لازم است از نظر  رواني آمادگي چنين عمل سختي را داشته باشند. بيماراني که اضطراب و افسردگي شديد يا بيماري حاد رواني دارند بايد قبل از پيوند قلب  اين مشکلات کنترل شود و پس از آن عمل پيوند انجام شود. توضيحات کافي پيش از عمل پيوند قلب به بيمار کمک مي‌کند تا سازگاري بيشتر با زندگي بعد از پيوند پيدا کند. اگر فرد آمادگي روحي کافي براي اين عمل نداشته باشد و حين و بعد عمل دچار اضطراب شديد شود ممکن است در عمل پيوند قلب اختلال ايجاد شود.
بستگان درجه اول بيمار نيز ممکن است همراه با بيمار چنين مراحلي را طي کنند. درفرهنگ مرسوم جامعه ما نقش عوامل جمعي وخانوادگي  در تصميم گيري ها وواکنش هاي ما بسيا ر مهم است و مسايل مربوط به بيماري يکي از اعضاء خانواده خيلي زود در افراد ديگر خانواده نيز تاثير مي‌گذارد و همه با آن درگير مي‌شوند. اين بيت سعدي که چو عضوي بدرد آوردروزگار   دگر عضوها را نماند قرار  در خانواده‌هاي ايراني کاملا صدق مي‌کند. خيلي خوب است که پزشکان اين مراحل را از همان اول به خانواده‌ها گوشزد کنند تا اعضاء خانواده از آن آگاه بوده و بتوانند به کمک بيمار بشتابند حمايت خانواده نقش مهمي در روند بهبودي بيماران دارد.
در اين ميان فرزندان هم وقتي متوجه مي‌شوند پدر يا مادر بيمار است از نظر روانشناختي تحت تاثير قرارمي گيرند. فرزندان بايد به زبان ساده از موضوع اطلاع پيدا کنند. پنهان نگه داشتن بيماري والدين از فرزندان معمولا مفيد نيست گرچه نارسايي قلبي بيماري است که فرزندان بطور معمول متوجه آن خواهند شد. خيلي خوب است که از آنها بپرسيم چه برداشتي از اين شرايط دارند و راه‌حل‌هاي درماني را برايشان توضيح دهيم و آنها نيز در مراحل درماني پدر يا مادر خود سهيم کنيم.