تاریخ انتشار : 1394/08/25
مهارت مديريت خشم در هر سني قابل يادگيري است


مهارت مديريت خشم در هر سني قابل يادگيري است.

تقريبا روزي نيست که خبري از يک درگيري خشونت‌بار از داخل و خارج کشور، از تلويزيون، رسانه يا به نقل قول از اين و آن نشويم. پرخاشگري و خشونت ريشه بسياري از نابساماني‌هاي خانوادگي و اجتماعي، جرم و جنايت، کينه و دشمني و جنگ‌هاي خونين است. اين موضوع هميشه براي بشر مهم بوده چون اگر از کنترل خارج شود عوارض زيانباري خواهد داشت. به همين دليل روانپزشکان، روانشناسان، جامعه‌شناسان و رفتارشناسان و ... همراه در پي آنند تا بتوانند خشونت را ريشه‌يابي کرده، عوامل برانگيزنده را شناخته و راه‌کارهايي را براي فروکش آن ارايه دهند. دکتر محمد اربابي روانپزشک و عضو هيات علمي دانشگاه علوم پزشکي تهران مي‌گويد: گرچه آمار دقيقي از افزايش خشونت در کشور ما وجود ندارد ولي خشونت و درگيري بين مردم اين روزها بسيار محسوس‌تر از گذشته است و بايد راه‌چاره‌اي براي آن انديشيد.

خشونت را چگونه معنا مي‌کنيد؟

خشونت عبارتست ازتهديد ويا رفتاروکلام عمدي عليه يک فرد ويا گروه که منجر به آسيب ويا افزايش احتمال آسيب فيزيکي ويا رواني شود. خشونت را مي تون به سه نوع تقسيم کرد خشونت عليه خود که فرد به خودش آسيب مي رساند،خشونت بين فردي که فرد به شخص ديگري خشونت نشان مي دهد ونوع سوم خشونت جمعي است که يک گروه اقدام به خشونت مي کند ويا مورد خشونت واقع مي شود.
خشم و عصبانيت يکي از واکنش‌هاي طبيعي در انسان‌ است اما وقتي منجر به آسيب به خود ويا ديگران مي شود خشونت خواهد بود.

اين واکنش معمولا در موقعيت‌هاي جنگ و گريز از افراد سر مي‌زند. در مغز انسان بخشي به نام دستگاه ليمبيک وجود دارد که با همکاري غده هيپوتالاموس در مواقع خطر فعال و منجر به تحريک سيستم عصبي خودکارشده شده و فرد دچار افزايش فشار خون، تپش قلب و تعريق مي‌شود. اين وضعيت مقدمه‌اي است تا فرد تلاش کند خطر را از بين ببرد يا از آن بگريزد. اين مکانيسم پايه براي حيات انسان ضروري است. واکنش جنگ وگريز در طيف وسيعي ازموجودات زنده وجود دارد واين واکنش در خزندگان،پرندگان وپستانداران به حفظ بقا کمک مي کند وموجود زنده در مواقع تهديد آميز به کمک اين واکنش يا عامل خطرناک را ازطريق حمله ودفاع ازبين مي بردو يا درصورت قوي بودن آن عامل از خطر آن فرارمي کند.تحريک سيستم اعصاب خودکاروگردش خون منجر مي شود موجود زنده براي هردو امکان جنگ وياگريز آماده باشد.اما درانسان علاوه براين واکنش که بيشتر توسط بخش هاي قدمي مغز همانند سيستم ليمبيک وهيپوتالاموس مديريت مي شود به کمک لوب پيشاني که وسعت پيداکرده مي تواند اين واکنش را کنترل ‌کند واز راه حل‌هاي ديگري همانند مذاکره ،همکاري وتدبير در مواجهه باخطر استفاده کند تا در موقعيت‌هاي بحراني عقلاني عمل کند وضمن حفظ بقاي خودبه ديگران هم آسيب کمتري برسد.

چرا بعضي از افراد بيشتر از بقيه مردم خشن و عصبي هستند؟ آيا مشکلي در مکانيسم مغزي آنها وجود دارد؟

گاهي به اشتباه به افراد خشن و عصبي انگ زده مي‌شود وهرفردي را که عصباني مي شود را مبتلا به بيماري رواني مي دانند ولي وقتي به پديده‌هاي رفتاري نگاه مي‌کنيم بسياري از رفتارها فقط يک رفتار محسوب مي‌شوند و ويژگي اختلال را ندارند. اختلال وقتي است که فرد علاوه بر خشونت علايم اضطراب، افسردگي و مصرف مواد مخدر وسايرعلايم اختلالات روانپزشکي را داشته باشد. خشونت در بيشتر انسان‌ها خرده رفتار و قابل تغيير و کنترل است.
اصولا اگر به خشونت مانند همه پديده‌هاي رفتاري نگاه کنيم. رويکرد سه‌گانه‌اي در آن ديده مي‌شود يعني هر رفتار مي‌تواند در سه بستر بيولوژيک، روانشناختي و اجتماعي تظاهر کند.
لطفا بيشتر توضيح دهيد؟
اگر از نظر بيولوژيکي به خشونت نگاه کنيم؛ بعضي از بيماري‌هاي جسمي مانند ديابت که بيمار دچار افت قند خون ناگهاني مي‌شود، بيماري پرکاري تيروئيد، ضربات به سر، دردهاي جسماني، کم آبي بدن وصرع مي تواند فرد را عصبي و پرخاشگر ‌کند.
ازنظر عوامل روانشناختي اختلالات روانپزشکي مانند افسردگي، اضطراب، اختلال شخصيت، اختلالات تفکر مانند هذيان،توهم، اسکيزوفرنيا پرخاشگري و خشونت را بيشتر مي‌کند و در آخر بايد به عوامل اجتماعي توجه کنيم چراکه تاثير بسزايي در گسترش خشونت در جامعه دارند. مطالعات نشان داده تنش‌هاي اقتصادي، مشاهده خشونت درافرادتاثيرگذار،رسانه ها و تلويزيون ، شرايط محيطي بد مثل گرما و آلودگي هوا باعث افزايش خشونت در مردم جامعه مي‌شود.
خرده‌رفتارها در جامعه مانند ويروس قابل سرايت هستند يعني وقتي فردي خشونت را در مردم جامعه مي‌بيند ياد مي‌گيرد که در شرايط ناگوار همان عکس‌العمل را از خود نشان دهد.
اما چگونه مي‌توان جلوي خشونت را گرفت؟

براي کاهش تنش و خشونت در جامعه بايد برنامه ريزي و مداخله هاي موثري‌ صورت گيرد.مي توان براساس رويکرد سه عاملي مداخله راهم دراين سه حوزه پيشنهادکرد لذا براي مداخله ابتدا بايد زمينه هاي اجتماعي مناسب را فراهم کنيم.به عنوان مثال روش هاي ارتباط اجتماعي بدور ازخشونت آموزش داده شود ،افرادتاثير گذار در جامعه کمتر کلام ورفتار خشن ازخود نشان دهند ورفتار هاي خشن تشويق وتاييد نشوند. تنش‌هاي اقتصادي کاهش يابد .ارتقاء امنيت اجتماعي مي تواند ميزان خشونت راکم کند. پخش فيلم‌هاي خشن و صحنه‌هايي درگيري بسيار محدود شود و مهمتر از همه آموزش کنترل خشم يکي از اولويت‌هاي مدارس قرار گيرد.
درزمينه بيولوژيک بيماري‌ها بايد تشخيص داده شوند ودرمان مناسب تامين شود. افرادي که دچار اختلال رفتاري و رواني هستند مثلا دچار اضطراب و افسردگي ويا سوءمصرف مواد به درستي تشخيص داده شود ودرمان هاي مناسب دارويي وروان درماني دريافت کند.
‌ازلحاظ روانشناختي،لازم است مهارت هاي مناسب در توانمندي فرددر رفتارسالم آموزش داده شود وبه کمک اين روش هاي در شرايط بحراني نيز فرد بتواند به خونب برتنش وخشم خود اعمال مديرريت کند.روش هايي همانند همدلي ،مديريت استرس،مديريت زمان ومديريت خشم بخوني فرد را مي تواند در شرايط خشم وعصبانيت کمک کند تارفتارسالم ازخود نشان دهد.اين مهارتها ازجمله مهارت مديريت خشم در هر سني قابل يادگيري است.
.
آموزش کنترل خشم چيست؟


آموزش مهارت هاي پايه رفتارسالم کودکان و نوجوانان در مدارس خيلي مهم است. ازجمله اين مهارت ها آموزش‌ مهارت مديريت خشم است. انسان‌ها بايد از همان دوران کودکي بياموزند که چطور در شرايط ناگوار راه‌هايي غيرخشونت‌آميز را براي حل مشکلات خود انتخاب کنند. يکي از مهارت‌هاي پايه زندگي کنترل خشم است که همه ما بايد آن را آموزش ببينيم و به فرزندانمان ياد بدهيم.
علاوه برمدارس،رسانه ها وافراد صاحب نفوذ درجامعه هم نقش مهمي درتغيير رفتاردارند، رفتارهاي انسان‌دوستانه نيز بايد از طريق رسانه‌ها آموزش داده شود. وقتي مردم ببينند که يک فرد صاحب نفوذ در مواجهه با تنش و اضطراب و بحران رفتار معقولي از خود نشان مي‌دهد، خونسردي خود را حفظ و مذاکره مي‌کند؛ مطمئنا اين رفتار را ياد خواهند گرفت.
در مقابل فرد خشن و عصبي بهترين رفتار چيست؟

ما بايد با رفتار خودمان، ميزان خشونت او را کاهش دهيم. معمولا پرخاشگري و عصبانيت رفتار دوسويه است. هنگامي که با فرد پرخاشگر مواجه مي‌شويد، سعي کنيد اوضاع را آرام‌تر کنيد از به کار بردن الفاظ تهديدآميز و تحريک کننده هم خودداري کنيد
خشونت در مردان بيشتر است يا زنان ونقش آن بررشد اجتماعي خشونت جنسيتي نيست يعني زن‌ها هم مي‌توانند به همان نسبت مردان رفتارهايي خشونت‌آميز از خود نشان دهند. ممکن است نوع خشونت متفاوت باشد رفتارهاي خشن فيزيکي در مردان بيشتر مشاهده مي شود.اما فارغ از نقش جنسيت درخشونت، خشونت در جامعه روي سلامت روان تاثير مي‌گذارد. در جوامعي که ميزان خشونت بالاست اطمينان انسان‌ها به يکديگر کمترشده وهمبستگي کاهش پيدا مي‌کند و به دنبال آن سرمايه اجتماعي که يکي از عوامل مهم توسعه است دچار اختلال مي‌شود.ما براي توسعه علاوه بر سرمايه اقتصادي نيازمند سرمايه اجتماعي هستيم تنها با سرمايه گذاري وکسب درآمد پيشرفت نخواهيم کرد ولازم است براي رشد علاوه براين موارد به سرمايه اجتماعي کافي دست پيد اکنيم که ياکاهش حشونت وافزايش همکاري جمعي واعتماداجتماعي اين سرمايه رشد خواهدکرد.
.

 

 

 

 
 بازگشت